...
به هدف جستجوی دانش و کشف سرزمینهای ناشناختهی علم و آگاهی در ماه پایانی بهار، در این برکه تا اطلاع ثانوی آوای داروگ به گوش نخواهدرسید...
سارا...
گویند ذات احدیت بههنگام آفرینش مخلوقات و تقسیم محاسن، از هزار حسنی که برای بشر قرار دادهبود، نهصد و نود و نه قسمت آن را به حوا داد و یک قسمت باقیمانده را بین دیگر مخلوقات تقسیم نمود.
و باز از آن یک قسمت باقیمانده، نهصد و نود ونه بخش آن را به سارا داد و تنها همان یک بخش که ماند، گنجینهی حسن تمامی عالمیان شد؛ از ازل تا به ابد...
و ما این اتفاق میمون را به فال نیک گرفته و بر خود میبالیم از داشتن اینهمه حسن. و نیز به سلیقهی پروردگار یکتا درود میفرستیم که انتخابی بس بهجا داشت در تقسیم محاسن...
والسلام...!!!
نتایج انتخابات نمادین
خوب همانطور که قرار بود، نتایج انتخابات نمادین که با پیگیری بچههای انجمن اسلامی سهشنبهی هفتهی پیش در سطح دانشگاه تهران برگزارشدهبود، اعلام شد و نتایج آن به شرح زیر در معرض دید عموم قرارگرفت:
نفر اول: میرحسین موسوی با کسب 72.1% آراء
نفر دوم: محمود احمدینژاد با کسب 17.6% آراء
نفر سوم: مهدی کروبی با کسب 6.9% آراء
پیشبینی نتایج بهدستآمده کار چندان سختی نبود اما نکتهی جالبتوجه، میزان اقبال نامزدها در دانشکدههای مختلف بود که من فقط به ذکر بیشینه و کمینهها بسنده میکنم:
میرحسین:
بیشترین اقبال بین بچههای دانشکدهی هنرهای زیبا با کسب 87% از کل آراء
کمترین اقبال بین بچههای دانشکدهی الهیات با کسب 60% از کل آراء
احمدیبلا:
بیشترین اقبال بین بچههای دانشکدهی الهیات (اتفاقا اینهم قابل پیشبینی بود!) با کسب 43.9% از کل آراء
کمترین اقبال بین بچههای دانشکدهی مکانیک با کسب 8.1% از کل آراء
شیخ مهدی:
بیشترین اقبال بین بچههای دانشکدهی مکانیک با کسب 14% از کل آراء
کمترین اقبال بین بچههای دانشکدهی زبانهای خارجی (دمشون گرم!) با کسب 1.9% از کل آراء
*****************
پ.ن.1. همزمان با اعلام نتایج، اعلامیهی دیگری هم منتشر شد که روی اون با فونت دوهزار! نوشتهی زیر بهچشم میخورد:
طرح صیانت از آراء
نامنویسی از دانشجویان جهت نظارت بر صندوقهای اخذ رای،
در آستانهی دهمین دورهی انتخابات ریاستجمهوری
و بهمنظور تحقق نظارت مردم بر مردم...!!!
پ.ن.2. خلاصه که این وسط باز هم پیداکردن پرتقالفروش وظیفهی خطیری است برگردن شما خوانندهی عزیز...!
انتخابات نمادین!!
امروز سهشنبه، از صبح تا عصر توی همهی دانشکدههای دانشگاه تهران انتخابات نمادین برگزار شد. نحوهی برگزاریش هم به این شکل بود که مسئول میز رایگیری اول اسم و شمارهی دانشجویی رو از روی کارت دانشجویی شما یادداشت میکرد، بعد یه برگه میداد دستتون که روش عکس سه تا نامزد اصلی انتخابات یعنی میرحسین، کروبی و دکتربلای خودمون! چاپ شدهبود و کنار هرکدوم از عکسها هم یه مربع. و ما میبایست مربع کنار عکس نامزدمون رو (منظورم نامزذ انتخاباته، سوء برداشت نشه!) پر میکردیم.
قراره هفتهی آینده نتیجهی این انتخابات نمادین که تقریبا مورد استقبال بچهها هم قرار گرفتهبود، رو اعلام کنند. حدس زدن اینکه اسم چه کسی از توی این صندوقها میاد بیرون (یا اینکه اسم چهکسی مطلقا از این صندوقها بیرون نمیاد!) کار چندان سختی نیست، اما فهمیدن اینکه آیا این اسم، همون اسمی خواهد بود که قراره بیست و دوم یا شاید هم بیست و نهم خرداد از توی صندوقها بیرون کشیده بشه (به فعل جمله خوب توجه کنید که بسی معانی پیدا و نهان دردل نهفته دارد!) نیاز به گذشت زمان داره...
پس: اندکی صبر، شاید سحر نزدیک باشد...! (یا شاید هم برای رسیدن سحر مجبورمون کنند چهار سال دیگه توی ظلمت دست و پا بزنیم...)
